یه کم بیشتر دوست باشیم !

1 Star2 Stars3 Stars4 Stars5 Stars
Loading...

یادمه چند وقت پیشا داشت یه برنامه ای میداد که طرف داشت تعریف میکرد :

آره یه فلان کسی بود که باهاش خیلی مشکل داشتم و سایه همو با تیر میزدیم ، خیلی با هم دشمن بودیم و خیلی دعوا میکردیم ، خیلی بدم میومد ازش و این چند وقت پیشا یکی از دوستام بهم گفت فلانی رو یادته ، گفتم اره خیلی خوب یادمه ، گفت آره از ساختمون افتاده پایین و مرده و منم با این دشمنی شدیدی که بینمون بود خیلی ناراحت شدم.

حالا قضیه ما چیه؟؟؟ من پیش خودم گفتم این اتفاق واس من بیفته که یکی از کسانی که باهاش دعوا داشتم و بشنوم که مرده اصلا ناراحت نمیشم.

تا این که از اون حرفی که به خودم زدمو اون حرفایی که شنیدم گذشت تا به امروز…

من شدیدا آدم دعوایی هستم و کسی بهم چپ نیگاه میکرد میپریدم به و حتی شده بود کلی کتک هم خورده بودم و نتونسته بودم بزنم ولی بازم بیخیال نمیشدم و توی هنرستان هم که بودیم از دوسال پیش تعداد جنگو دعواهایی که داشتیم از دستم در رفته.

یادمه بعد از این که وارد دانشگاه شدم تا جایی که تونستم از هر نوع درگیری ای چه توی اون محیط چه توی محیط بیرون دوری کردم ولی در هر صورت کینه ی خیلی زیادی از خیلی داشتم ، البته همیشه با رفقا که در مورد دعوا ها حرف میزنیم میگیم عاقبتی نداره.

امروز رفیقم اومد گفت رضا ع.م رو میشناسی؟؟؟ یادته پسره که هممون باهاش درگیری لفظی داشتیم و این حرفا … من خیلی فشار آوردم به مغزم تا بالاخره یادم اومد حدود دو سه سال پیش باهاش هم من و هم یکی از دوستام یه درگیری ریزی داشتیم ولی بیرون که میدیدیم همو همیشه چپ چپ نگاه میکردیم به هم و کافی بود یکی به اون یکی تیکه مینداخت تا جرقه یه آتیش که همه جارو خراب کنه رو بزنه.

گفتم خوب حالا چی شده ؟؟

گفت آره پسره رو زدن کشتن ، خشکم زد اصلا ، واقعا فکر نمیکردم یه همچین اتفاقی یه روز واسه کسی بیفته اونم این مدلی که بره دعوا و چند نفر با ماشین طوری بزنن بهش که بمیره، در هر صورت هر چی هم که باشه طرف آدمه و بد از دنیا رفته ، شاید تقصیر خودش باشه یا تقصیر طرف مقالبل ولی در هر صورت یه کسی که از دنیا هنوز لذتی نبرده و هنوز تازه اول جوونیش بوده دیگه الان اینجا نیست .

درسته که خوشم نمیومد ازش ولی الان میگم امیدوارم خدا بیامرزتش.

حالا این حرفا رو زدم که چی بشه؟ دنیا دو روز شاید نباشه و کینه هم شاید هیچوقت از بین نره و انبار بشه ، ولی ارزش جون یه آدم رو نداره ، یکی کشته میشه و یکی دیگه قصاص. فقط و فقط واسه این که یکی حرفش خلاف نظر اون یکی بوده و اختلاف نظر منجر به درگیری و بعدش هم جنگ میشه.

خدارو شکر کردم که هیچوقت دعوام بیرون از محیطی که توش با بقیه تعامل داشتیم نرفته ، خیلی هم بیرون از اون مدرسه میخواستیم بریم روبروش دعوا میکردیم ، نه این که توی خیابون هم دیگرو به قصد کشت بزنیم.

در هر صورت شاید حرفایی که زده باشم رو هزار نفر دیگه هم زده باشه ، ولی اون اتفاقی هم که واسه یه نفر افتاده واسه هزار نفر دیگه هم میفته و خواهد افتاد ، تنها در صورتی که فقط به جا دهنمونو باز کنیم و سرمون تو کار خودمون باشه.

پس بیاید سخت نگیریم ، فحش و حرفایی که بین دو نفر عصبی رد و بدل میشه شاید خیلی توی اون لحظه آدم رو منفجر کنه از عصبانیت ، ولی ارزش جون آدم رو نداره. میشه با یه “آره حق با توئه” حلش کرد.

این مطلب رو هم تو موضوعات آموزشی میذارم ، خودم امروز ازش یه درس دیگه گرفتم ، شاید واسه یک نفر دیگه هم درسی باشه.